السيد الطباطبائي

644

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بررسى : 1 - باز هم عرض مى كنم : برابر تعهدى كه در مقدمه اين كتاب عرض كرده ام ، بنده با ديگر آثار هر دو بزرگوار كارى ندارم و علّت اين تعهد را نيز در آن جا بيان كرده ام . تنها فرمايشات شان در اين جا ، موضوع بحث ما است . 2 - هم در ماجراى عزير كه موضوع مبحث پيش بود ، و هم در اين جا ، نصّ خود قرآن است كه خواست هر دو پيامبر مشاهده كيفيت احياء است ، نه اصل احياء . درآن جا با لفظ « انّيا » ى استفهاميه و دراين جا با لفظ « كيف » كه هر دو به يك معنى واحد هستند . ملحدين و منكرين معاد ، اصل احياء را انكار مى كنند و در اين نيز شكّى نيست . اما آنان گاهى از كيفيت احياء بر عليه اصل احياء ، استدلال مى كنند مانند شبه « آكل و مأكول » ، كه موضوعش غير از كيفيت احياء ، چيزى نيست ، ليكن نتيجه اى كه مى گيرند ، انكار اصل احياء است . بنابراين سخن علامه مجلسى هيچ نقص و ايرادى ندارد . اما سخن علامه طباطبائى دچار اشكال بزرگ است : مى فرمايد « در حالى كه مراد آيه فرض دوم نيست » . در حالى كه شأن صدور حديث ، همين فرض دوم است ؛ خود حديث مسئل « آكل و ماكول » را علّتِ خواست ابراهيم ( ع ) ، دانسته است . و نيز مرحوم طباطبائى توجه نكرده كه موضوع اصلى بحث ، حديث است نه آيه . و حديث به محور شبه آكل و ماكول است به طور كاملًا نصّ . و اين حديث است كه آيه را هم به « ا صل زنده كردن » و هم به « كيفيت زنده كردن » معنى مىكند ، نه مجلسى .